![]() |
![]() |
|
| عاشقانه |
|
من شاخه ی تکیده درخت پیر... تو اما جوانه ای بر فراز سرو.... من با دلی وصله پینه بسته.... تو اما دلی سرشار از جوانی.... من گاه غمگین و گاه گریان......... تو اما لبی پر ز لبخند....... من چشم دوخته به آسمان شب.... تو اما خیره به گیسوان مواج در باد............ من ، تنها با خروارها خاطره ی کبود.... تو آمیخته با شور و شوق ناب.........
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفدهم خرداد 1389ساعت 11:56 توسط احد |
|
|
مطمئن باش و برو خیلی بدجنسه!!! چه ضربه ای می زنه |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم خرداد 1389ساعت 17:57 توسط احد |
|
|
من اكنون احساس مي كنم، بر تل خاكستري از همه آتش ها و اميدها و خواستن هايم، تنها مانده ام. و گرداگرد زمين خلوت را مي نگرم. و اعماق آسمان ساكت را مي نگرم. و خود را مي نگرم. و در اين نگريستن هاي همه دردناك و همه تلخ، اين سوال همواره در پيش نظرم پديدار است، و هر لحظه صريح تر و كوبنده تر كه تو اين جا چه مي كني؟ امروز به خودم گفتم: من احساس مي كنم، كه نشسته ام زمان را مي نگرم كه مي گذرد. همين و همين. ارديبهشت 49 "دکتر شریعتی"
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و چهارم فروردین 1389ساعت 16:55 توسط احد |
|
|
سلام دوستان خوبم
امیدوارم که همه شما خوب باشید اومدم ازتون معذرت خواهی کنم به دلیل تعلل در اومدنم ولی قول میدم به زودی با مطالب بهتری در خدمتتون باشم . ممنون میشم شما هم منو یاری کنین . به امید اون روز یا حق. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دهم دی 1388ساعت 9:33 توسط احد |
|
|
گر بدانی
کیستی ٬ و خواسته ات چیست ٬ وچرا این گونه می خواهی گر خود را باور داشته باشی با عزمی راسخ ونگرشی مثبت دنیایی خواهی ساخت از ان خود ٬ اگر تنها اراده کنی .
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 14:58 توسط احد |
|
|
اخر به تندی و سردی می وزید
این اغاز ویرانگی است ان روز هم دست های تو ویران شد در کوچه باد می امد نوشته شده توسط : سارا |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 18:38 توسط احد |
|
|
من ایمانم ۲ چندان شد وقتی با چشمان خویش دیدم که چقدر زیباست و به اسم تقدر ما ادمهای کوچک را در کنار هم قرار میدهی .
زمان بازیچه ای بیش نیست برای تو ٬و مکان تنها محدود کننده ماست وقتی تو اراده میکنی زمان و مکان و هر انچه لازم است برای رسیدن ها به کار می ایند. و وااای به ان روز که تو نخواهی ..... نوشته شده توسط : سارا |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 16:20 توسط احد |
|
|
امروز که محتاج توام جای تو خالیست
فردا که می آیی به سراغم نفسی نیست در من نفسی نیست٬ نفسی نیست در خانه کسی نیست نکن امروز را فردا بیا با ما که فردایی نمی ماند که از تقدیر و فال ما در این دنیا کسی چیزی نمی داند
تا آینه رفتم که بگیرم خبر از خویش دیدم که در آینه هم جز تو کسی نیست من در پی خویشم ٬ به تو بر می خورم اما در تو شده ام گم ٬ که به من دسترسی نیست
نکن امروز را فردا دلم افتاده زیر پا بیا ای نازنین ای یار دلم را از زمین بر دار
در این دنیای وانفسا تویی تنها ٬منم تنها نکن امروز را فردا ٬بیا با ما ٬بیا با ما که امروز محتاج تو ام جای تو خالیست فردا که می آیی به سراغم نفسی نیست در این دنیای نا هموار که میبارد به سر آوار به حال خود مرا مگذار رهایم کن از این تکرار
آن کهنه درختم که تنم غرقه ی برف است حیثیت این باغ منم خار و خسی نیست. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 16:28 توسط احد |
|
|
یه دل دارم خدا داره ترس و یقین و شک دارهزمین داره هوا داره میونه دریای غمش کشتی و ناخدا داره یه دل دارم ترک داره رو بام برفیش همیشه یه دنیا بادبادک داره یه دل دارم آتیش داره تو ابرا قوم و خویش داره نه راه پس مونده براش نه طفلی راه پیش داره یه دل دارم رغیب داره فراز داره نشیب داره با اینکه آدم نشده کلی درخت سیب داره |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 18:31 توسط احد |
|
|
- هيچ وقت نخواسته ام جاي فرشته اي باشم که تاريخ را مينويسد.
روزهاي تکراري، داستانهاي تکراري، سرنوشتهاي تکراري . بيچاره فرشته ... روز آخر، تمام يادداشتهاي او ، کوچکترين نقطه عالم را هم پر نخواهد کرد. - وقتي اميد در بهشت نيست، پس براي زمين معجزه است. و من هنوز با «اميد» زنده ام. |
|
+ نوشته شده در
شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 0:32 توسط احد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1389 فروردین 1389 دی 1388 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 |
| پیوندها |
|
۩۞۩.*•.نازنین دلشکسته(امیر تیامی).•*.۩۞۩ |
|
RSS
|