![]() |
![]() |
|
| عاشقانه |
|
گر بدانی
کیستی ٬ و خواسته ات چیست ٬ وچرا این گونه می خواهی گر خود را باور داشته باشی با عزمی راسخ ونگرشی مثبت دنیایی خواهی ساخت از ان خود ٬ اگر تنها اراده کنی .
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 14:58 توسط احد |
|
|
اخر به تندی و سردی می وزید
این اغاز ویرانگی است ان روز هم دست های تو ویران شد در کوچه باد می امد نوشته شده توسط : سارا |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 18:38 توسط احد |
|
|
من ایمانم ۲ چندان شد وقتی با چشمان خویش دیدم که چقدر زیباست و به اسم تقدر ما ادمهای کوچک را در کنار هم قرار میدهی .
زمان بازیچه ای بیش نیست برای تو ٬و مکان تنها محدود کننده ماست وقتی تو اراده میکنی زمان و مکان و هر انچه لازم است برای رسیدن ها به کار می ایند. و وااای به ان روز که تو نخواهی ..... نوشته شده توسط : سارا |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 16:20 توسط احد |
|
|
امروز که محتاج توام جای تو خالیست
فردا که می آیی به سراغم نفسی نیست در من نفسی نیست٬ نفسی نیست در خانه کسی نیست نکن امروز را فردا بیا با ما که فردایی نمی ماند که از تقدیر و فال ما در این دنیا کسی چیزی نمی داند
تا آینه رفتم که بگیرم خبر از خویش دیدم که در آینه هم جز تو کسی نیست من در پی خویشم ٬ به تو بر می خورم اما در تو شده ام گم ٬ که به من دسترسی نیست
نکن امروز را فردا دلم افتاده زیر پا بیا ای نازنین ای یار دلم را از زمین بر دار
در این دنیای وانفسا تویی تنها ٬منم تنها نکن امروز را فردا ٬بیا با ما ٬بیا با ما که امروز محتاج تو ام جای تو خالیست فردا که می آیی به سراغم نفسی نیست در این دنیای نا هموار که میبارد به سر آوار به حال خود مرا مگذار رهایم کن از این تکرار
آن کهنه درختم که تنم غرقه ی برف است حیثیت این باغ منم خار و خسی نیست. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 16:28 توسط احد |
|
|
یه دل دارم خدا داره ترس و یقین و شک دارهزمین داره هوا داره میونه دریای غمش کشتی و ناخدا داره یه دل دارم ترک داره رو بام برفیش همیشه یه دنیا بادبادک داره یه دل دارم آتیش داره تو ابرا قوم و خویش داره نه راه پس مونده براش نه طفلی راه پیش داره یه دل دارم رغیب داره فراز داره نشیب داره با اینکه آدم نشده کلی درخت سیب داره |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 18:31 توسط احد |
|
|
- هيچ وقت نخواسته ام جاي فرشته اي باشم که تاريخ را مينويسد.
روزهاي تکراري، داستانهاي تکراري، سرنوشتهاي تکراري . بيچاره فرشته ... روز آخر، تمام يادداشتهاي او ، کوچکترين نقطه عالم را هم پر نخواهد کرد. - وقتي اميد در بهشت نيست، پس براي زمين معجزه است. و من هنوز با «اميد» زنده ام. |
|
+ نوشته شده در
شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 0:32 توسط احد |
|
|
من خراب دل خویشم ٬نه خراب کس دیگر این منم اینکه گشوده است به من ٬تیغه خنجر دشمنم نیست منم ٬اینکه تبر می زند از خشم تا که از ریشه بیفتم٬به یکی ضربه دیگر این همان لحظه ی تلخ است که به صحرا بزند عقل عشق چون جغد کشد پر ٬روی ویرانه ی باور نا جوانمرد ترین همسفری ٬ ای من عاشق ! هیچ راه سفری را نرساند یم به آخر هر مصیبت که شد آغاز ٬ تو مرا بردی از آن راه تو به هر در زدی انگشت و گذشتم من از آن در آه ای دشمن من ٬خسته از این جنگ و گریزم سوختم ٬ آب شدم ٬از من ویران شده بگذر
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 19:10 توسط احد |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 0:36 توسط احد |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 22:3 توسط احد |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 16:13 توسط احد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 |
| پیوندها |
|
۩۞۩.*•.نازنین دلشکسته(امیر تیامی).•*.۩۞۩ |
|
RSS
|